بیانات استاد احمد عابدی درباره
مسائل روز کشور و آغاز سال تحصیلی
شرایط جنگی کشور و تبیین اولویت جنگ، ضرورت پایداری در برابر مشکلات اقتصادی و دشمنان خارجی
OstadAbedi_Aklag_14050615.mp3یکشنبه ۱۵ شهریورماه ۱۴۰۵، حرم حضرت معصومه سلام ﷲ علیها
- شرایط جنگی کشور و تبیین اولویت جنگ
- راهکارهای نقشآفرینی حوزویان در شرایط جنگی
- ناکامی دشمن در سرنگونی نظام و پیروزی در حفظ کشور
- ضرورت پایداری در برابر مشکلات اقتصادی و دشمنان خارجی
- مقایسه با جنگهای صلیبی و افول حتمی قدرت آمریکا
- ضرورت اهتمام، دقت و پرهیز از سهلانگاری در درس و بحث حوزه
- لزوم تحقیق جامع، ارجاع به منابع و رعایت دقت در نوشتار
بسم ﷲ الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و صلی ﷲ علی سیدنا و نبینا محمد و علی اهل بیته الطاهرین. ﷲم صل علی محمد و آل محمد.
شرایط جنگی کشور و تبیین اولویت جنگ
تقریباً شش ماه از این تعطیلی درس و بحث حوزه میگذرد و در واقع شش ماه است که کشور متأسفانه در گره جنگی قرار دارد که صهیونیستها و آمریکاییها به کشور ما تحمیل کردهاند. اولاً نکتهای که باید باور شود این است که کشور در حال جنگ است و شرایط، شرایط جنگی مملکت است. همیشه در هر شرایطی جنگ در اولویت هر کاری قرار دارد؛ یعنی درس خواندن بسیار لازم است، اما اگر زمان جنگ باشد، دیگر جنگ اولویت اول است. هر کار اقتصادی یا عمرانی که کسی بخواهد انجام دهد، جنگ همیشه اولویت اول است. متأسفانه این جنگی هم که اکنون به ما تحمیل شده است، شرایطی دارد که مانند جنگ زمان ایران و عراق نیست. آن زمان هرکسی میتوانست به جبهه برود و خدمتی به کشور و انقلاب بکند. اکنون جنگ نظامی شکل دیگری پیدا کرده است؛ برای مثال جنگ موشکها، جنگ الکترونیک یا جنگ دریا است. این مطلب در روایات نیز بسیار وجود دارد؛ در روایات میان جنگ در دریا با جنگ در خشکی تفاوت گذاشته شده است و حتی میان شهید در دریا با شهید در خشکی نیز در روایات تفاوت قائل شدهاند؛ اما نکته اصلی این است که جنگ اکنون در شرایطی است که شاید امکان حضور مستقیم در میدان برای همگان فراهم نباشد؛ یعنی کار همگان جابهجایی موشک نیست.
راهکارهای نقشآفرینی حوزویان در شرایط جنگی
اما این مطالب ازاینرو بیان میشود که جنگ ضرورت اول است و همگان باید به کشور، مردم و جریان جنگ خدمت کنند. ولکن حضور در جبهه اکنون با زمان جنگ ایران و عراق متفاوت است. آن زمان امکان داشت طلبه به جبهه برود، اما اکنون شرایط تغییر کرده است. یک راه برای سهم داشتن در جنگ، مسئله تجمعات، شرکت در این تجمعات، هدایتگری و سخنرانی است. راه دیگر، انجام کارهای فرهنگی در فضای مجازی است که این هم نوعی حضور در جنگ به شمار میرود؛ بههرحال تبلیغات خود بخشی از جنگ محسوب میشود. سوم اینکه باید تلاش شود در کشور دوقطبی ایجاد نشود و تفرقه و تشتت رخ ندهد. واقعاً این موارد سم مهلک برای کشور است و چیزی است که دشمن دقیقاً همان را می میخواهد. این دوقطبی شدن، چندقطبی شدن، دودستگی، کندرو و تندرو، نباید ایجاد شود. تا جایی که امکان دارد باید هم القای وحدت در جامعه صورت گیرد و هم در عمل تلاش شود. اگر کسی کندرو است، باید با گفتگو او را هدایت کرد و اگر کسی بیشازحد تند است، باید دانست که افراطوتفریط هر دو نادرست است. اکنون حضور در جنگ برای حوزویان همین موارد است، یا اینکه این مفاهیم به مردم القا شود.
ناکامی دشمن در سرنگونی نظام و پیروزی در حفظ کشور
دشمن وقتی وارد جنگ میشود هدفی دارد و ما نیز هدفی داریم. آمریکاییها یا صهیونیستها هدفشان سرنگونی نظام بود که به این هدف خود نرسیدند و خدا را شکر؛ این بدان معناست که دشمن شکست خورده است، زیرا او با هدفی وارد جنگ شد و به هدفش نرسید. ما نیز که وارد جنگ شدیم هدفی داشتیم؛ هدف ما حفظ کشور و حفظ انقلاب بود که خدا را شکر تاکنون حفظ شده است، پس تاکنون پیروز بودهایم. اگرچه شهیدان والامقامی تقدیم شدند؛ از همه بالاتر حضرت آقا که امام شهیدان هستند و هیچچیزی با ایشان برابری نمیکند، یا اینهمه فرماندهانی که شهید شدند و واقعاً سرمایههای مملکت بودند. این فرماندهان به این راحتی جایگزین نمیشوند؛ یعنی هزینه سنگینی پرداخت شده است، اما خدا را شکر آن هدفی که وجود داشت تأمین گردید. هدف این بود که کشور به دست دشمن نیفتد، ایران مانند سوریه نشود و کشور تجزیه نگردد که این هدف تأمین شده است؛ بنابراین، هم باید به مردم امید و دلداری داده شود و هم خود بدانیم؛ قرآن کریم میفرماید: ﴿أَرَضِيتُمْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ﴾ (توبه/ ۳۸). در زمان جنگ نباید زمینگیر شد.
ضرورت پایداری در برابر مشکلات اقتصادی و دشمنان خارجی
زمینگیر نشدن به این است که کارهای فرهنگی در جامعه انجام گیرد. کشور ازنظر مسائل اقتصادی واقعاً در شرایط بسیار سختی قرار دارد. در زمان جنگ ایران و عراق، یک عملیات کوچک گاهی به یکمیلیون و شصت هزار گلوله نیاز داشت؛ نه گلولههای سبک، بلکه گلولههای توپ یا خمپارههای سنگین. آن زمان ایران این مهمات را از کشورهایی مانند کره با هواپیمای مسافربری وارد میکرد و بههرحال آن جنگ با پیروزی الحمدلله به پایان رسید. اکنون شرایط بسیار سختتر از آن زمان است؛ هم بیکاری متأسفانه زیاد است و هم گرانی و تورم بالا است. متأسفانه بخشی از آن شاید عمدی باشد؛ بعید به نظر میرسد برخی افراد و مسئولین قربةً الی ﷲ این کارها را انجام دهند و شاید خدایی نکرده ریگی در کفش داشته باشند. بههرحال باید هم در جنگ و هم در داخل کشور مقاومت کرد. گرگها و کفتارها دورتادور کشور جمع شدهاند تا کشور را تجزیه کنند و از بین ببرند. هدایت مردم، آگاهی دادن به جامعه، مقاومت و صبر بسیار ضرورت دارد.
مقایسه با جنگهای صلیبی و افول حتمی قدرت آمریکا
اکنون نهتنها کشور ما، بلکه همه کشورهای منطقه متأسفانه دچار این شرایط هستند. شاید بتوان گفت شرایط فعلی همانند جنگهای صلیبی است. هزار سال پیش جنگهای صلیبی رخ داد و مسلمانان زیادی کشته شدند. ابنخلدون میگوید در مسجدالاقصی آنقدر مسلمان سر بریدند که اسبها تا زانو در خون مسلمانان فرومیرفتند؛ یعنی در آن جنگهای صلیبی اینقدر جنایت کردند. اکنون نیز در هر جای دنیا هر جنگی که برپا است، دست آمریکا در آن وجود دارد؛ یعنی بخشی از جنایات و پدید آوردن هر جنگی کار آمریکاییها و صهیونیستها است؛ اما این امید وجود دارد – همانطور که بارها بیان شد – چه کسی فکر میکرد شوروی که از آمریکا جهنمیتر و خطرناکتر بود متلاشی شود؟ شوروی بهویژه برای ایران که همسایه آن بود خطر بسیار بزرگی محسوب میشد. فردی به نام نیکولای پادگورنی صدر هیئترئیسه شوروی بود؛ بمب اتمی ساخته بودند و میخواستند آزمایش کنند، بمب اتمی را در کشور خودشان (منطقهای که اکنون قرقیزستان و مانند آن است) منفجر کردند تا ببینند چند نفر کشته و مجروح میشوند. اینقدر بیرحم بودند که مردم خود را با بمب اتمی میزدند، اما ناگهان یک شب شوروی بدون اینکه حتی تیری به آن شلیک شود متلاشی گردید. انشاءﷲ آمریکا نیز همینگونه و بلکه بدتر خواهد شد؛ یعنی شوروی به پانزده کشور تجزیه شد و انشاءﷲ آمریکا به پنجاه کشور تجزیه میشود، چراکه پنجاه ایالت است. هم باید توسل داشت و از خدای متعال خواست و هم باید مقاومت کرد تا چنین روزی انشاءﷲ فرابرسد.
ضرورت اهتمام، دقت و پرهیز از سهلانگاری در درس و بحث حوزه
نکتهای نیز راجع به درس و بحث حوزه بیان میشود. اکنونکه این شرایط وجود دارد، ضرورت درس خواندن بسیار زیاد است. مشخص نیست چقدر فرصت باقی است و هیچکس نمیداند سال آینده چه پیش خواهد آمد. اکنونکه امکان درس خواندن، مباحثه، رفتوآمد به کلاس و کتابخانه وجود دارد، باید این فرصت را غنیمت شمرد و از آن استفاده کرد. هیچگاه نباید درس و بحث را سهل انگاشت. نباید بیدقتی در مطالعه، نوشتن و گفتن وجود داشته باشد. گاهی مشاهده میشود فردی کتابی مینویسد اما نام درستی برای کتابش انتخاب نکرده است؛ کتابی در حوزه چاپ شده که روی جلد آن سه غلط وجود دارد، یا مقدمه آن هفتاد-هشتاد غلط دارد! اینها به معنای سهلانگاری، ساده گرفتن و عدم دقت است.
لزوم تحقیق جامع، ارجاع به منابع و رعایت دقت در نوشتار
باید تحقیق و مطالعه زیاد انجام شود و هر کتابی به منبع اصلی آن ارجاع داده شود. در سبک نوشتار، رهبر معظم انقلاب در یکی از سخنرانیهای خود از کتاب «غلط ننویسیم» اثر ابوالحسن نجفی نام بردند؛ بااینکه ایشان معمولاً چنین کاری نمیکردند، اما از این کتاب نام بردند و تعمد داشتند. بحث این کتاب همین است که اگر چیزی نوشته میشود، درست نوشته شود. برای مثال کلمه «شیعه» یا «بسم ﷲ الرحمن الرحیم» چگونه نوشته میشود؟ آیا درست نوشته میشود یا غلط؟ علامه قزوینی که فردی بسیار بزرگ و باسوادی بود، میفرمود: «من هرگز در عمرم یک بسم ﷲ الرحمن الرحیم از حفظ ننوشتم؛ هرگاه میخواهم بسمﷲ بنویسم به قرآن نگاه میکنم.» فردی که اینقدر دقیق است چنین رفتاری دارد. گاهی هنگام نوشتن آیه قرآن از حفظ، اشتباه نوشته میشود، اشتباه برداشت میشود یا اشتباه ترجمه میگردد. در خلاصه، در نوشتن، گفتن، تدریس و مطالعه باید واقعاً دقت شود و مسائل سهل گرفته نشود.