بیانات استاد عابدی درباره شب قدر و حضرت علی علیه السلام
بعد از جلسه تفسیر مجمع البیان در دارالقرآن علامه طباطبایی، پنجشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۰

❋ ❋ ❋

خلاصه ای از مطالب بیان شده توسط استاد:

– اگر امیرالمؤمنین علیه‌السلام نبود بدون هیچ تعارفی هیچ‌کس خداشناس نبود و معاویه همه را کافر و بی‌دین می‌کرد به‌طوری‌که اسم خدا هم هیچ کجا نماند، واقعاً بنی‌امیه این کار را می‌کردند ولی نتوانستند.

– امیرالمؤمنین سمبل توحید بود و معاویه و دشمنان امیرالمؤمنین سمبل شرک و کفر بودند. ابن ابی الحدید جالب گفته است: «العدل و التوحید علویان و الجبر و التشبیه امویان». جبرگرایی و تشبیه یعنی خدا عین خلق است، اموی هستند.

– قیامت روز است چون «کشفنا عنک غطائک فبصرک الیوم حدید». همه دنیا شب است و قرآن در شب نازل‌شده است و دیگر صبح و ظهر و شب فرقی ندارد و عالم ماده عالم شب است. در این صورت همیشه شب قدر می‌شود و اینکه ما یک‌شب ۱۹ یا ۲۱ یا ۲۳ را شب قدر می‌دانیم یعنی درواقع یک‌شب را سمبل کل دنیا قرار داده‌ایم.

❋ ❋ ❋

اولاً مهم‌تر از خود شب قدر شهادت امیرالمؤمنین سلام‌ﷲ‌علیه است. می‌دانید که یک احتمال هم این است که در همه جملات دعای سحر آن اسمی که تکرار می‌شود و افعل تفضیل را می‌آید، ائمه اطهار علیهم‌السلام هستند.

امیرالمؤمنین علیه‌السلام کسی است که فرمود: ما لله آیة هی اکبر منی. امیرالمؤمنین علیه‌السلام مهم‌ترین آیه خداست و خدا را شکر که لااقل به اسم شیعه امیرالمؤمنین هستیم و ان شاء ﷲ حقیقتاً هم شیعه امیرالمؤمنین باشیم و حقیقتاً نعمتی بالاتر از ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام نیست و اگر امیرالمؤمنین علیه‌السلام نبود بدون هیچ تعارفی هیچ‌کس خداشناس نبود و معاویه همه را کافر و بی‌دین می‌کرد به‌طوری‌که اسم خدا هم هیچ کجا نماند، واقعاً بنی‌امیه این کار را می‌کردند ولی نتوانستند؛
یعنی امیرالمؤمنین سمبل توحید بود و معاویه و دشمنان امیرالمؤمنین سمبل شرک و کفر بودند. ابن ابی الحدید جالب گفته است: «العدل و التوحید علویان و الجبر و التشبیه امویان». جبرگرایی و تشبیه یعنی خدا عین خلق است، اموی هستند. وهابی‌ها آبروریزی را به‌جایی رسانده‌اند که کتاب نوشته‌اند با عنوان «اثبات الحد لله»، یعنی ثابت کنیم که خدا محدود است. خدا دست دارد غیر از پا، پا دارد غیر از دست، دست راستش غیر از دست چپش است و دست چپش غیر از دست راستش است. خدا پنج‌انگشت دارد نه شش تا. این‌ها همان فکر معاویه است و عمر امیرالمؤمنین سلام‌ﷲ‌علیه مبارزه با این کفریات بود. حضرت علی سمبل توحید و معاویه سمبل کفر و شرک و مروج شرک بود. پس اولاً امیرالمؤمنین از شب قدر هم مهم‌تر است.

ثانیاً معنای ظاهری شب قدر این است که یکی از شب‌های ماه مبارک رمضان شب قدر است و شب نزول قرآن است و آن‌قدر ثواب دارد و احیاء گرفتن و دعا خواندن و… شیخ عباس قمی هم در مفاتیح گفته است روز قدر هم مثل شب قدر ثواب و اهمیت دارد. این‌ها درست است ولی احتمال دارد که شب قدر را معنای کنایی بگیریم که معنای کنایی زیاد است.

یک معنای کنایی‌اش این است که کسی بگوید مثلاً شبی که برای کسی مکاشفه شد برایش شب قدر است، یا اگر کسی خواب امام زمان علیه‌السلام را دید آن شب برایش شب قدر است، یا کسی توفیق پیدا کند به پدر و مادرش یا همسرش یا فرزندش خدمتی کند شب قدر است؛ یعنی کاری یا خدمتی که مواقع دیگر نکرده‌اید انجام بدهید نوعی شب قدر است.
یک معنای کنایی دیگر این است که شب بودن را کنایه بگیریم از عالم ماده، از ابتدای خلقت جهان تا انتهای خلقت جهان گفته‌اند ۱۶ میلیارد سال است، این ۱۶ میلیارد سال یک‌شب قدر است و شب که تمام شد صبح قیامت می‌شود.

قیامت روز است و هیچ‌وقت در قرآن و حدیث قیامت را شب نگفته‌اند: «مالک یوم الدین»، «یوم القیامة»، «فبصرک الیوم حدید». قیامت روز است. در قیامت هرکسی را ببینید می‌شناسید که کیست و فرزند کیست و چه‌کاره است و چه کرده است و آیا خوب بوده است یا بد؟ قیامت همه را می‌بینید و همه را می‌شناسید. پس قیامت روز است

اما قرآن در شب نازل شد. بااینکه آفتاب هست و چراغ‌ها روشن است و من شمارا می‌بینم اما اسم اکثر شمارا نمی‌دانم و نمی‌دانم اهل کجا هستید و نیت شمارا نمی‌دانم و کارهای شمارا هم خبر ندارم و هر چه نگاه کنم و سؤال کنم و تحقیق کنم از دل شما بی‌خبرم. پس الآن شب است. سر ظهر مکه که آفتاب آن‌طور است وقتی قرآن نازل‌شده است باید بگوییم آفتاب در شب آمد. دیوار باعث می‌شود که پشت دیوار را نبینم اما در قیامت اگر این دیوار باشد پشت دیوار را می‌بینم. قیامت روز است چون «کشفنا عنک غطائک فبصرک الیوم حدید». همه دنیا شب است و قرآن در شب نازل‌شده است و دیگر صبح و ظهر و شب فرقی ندارد و عالم ماده عالم شب است. در این صورت همیشه شب قدر می‌شود

و اینکه ما یک‌شب ۱۹ یا ۲۱ یا ۲۳ را شب قدر می‌دانیم یعنی درواقع یک‌شب را سمبل کل دنیا قرار داده‌ایم. سه چهار روز پیش روز بزرگداشت سعدی بود یعنی سعدی آن روز مرده است؟ نه، یا تولد سعدی بوده است؟ نه، بلکه یعنی آن روز کارهایی برای سعدی می‌کنند و آن را روز بزرگداشت سعدی می‌دانند؛ یعنی آن‌یک روز را به نام سعدی می‌گذارند. ما هم یک روز را سمبل عمر دنیا قرار می‌دهیم و می‌گوییم یک‌شب را عبادت کنید و یک روز را عبادت کنید مثل این است که کل دنیا را عبادت کرده‌اید.

البته معانی دیگری هم دارد. معنایش هر چه می‌خواهد باشد ان شاء ﷲ خدا به همه توفیق بدهد از برکات شب قدر و همه ایام ماه مبارک و بقیه ایام بهره‌مند باشیم.