بیانات اخلاقی استاد احمد عابدی درباره
بلند همتی و دنو همت (جلسه بیست و یکم)
بیان چند راه برای بلند همتی: تربیت توسط پدر و مادر بزرگ، تربیت توسط استاد، دعا برای بلند همتی، بزرگ شدن در سختی
چهارشنبه ۲۸ آبانماه ۱۴۰۴، حرم مطهر حضرت معصومه سلام ﷲ علیها
- اعتماد به نفس از سیره پیامبران علیهم السلام
- بیان چند راه برای بلند همتی:
- ذات بعضی آدم ها از اول بزرگ است
- تربیت توسط پدر و مادر بلند همت
- تربیت توسط استاد
- درس از افراد فاسد
- اطمینان به راهی که میروی
- دعا برای بلند همتی
- بزرگ شدن در سختی
– شعری درباره گذشتن از خوشی دنیا
– سختی کشیدن در جوانی و ثمره در پیری - کسی را که عیبت را میگوید احترام کنی
– بیان روایتی در این باره
راههای تحصیل بلندهمتی
نکاتی را درباره بلندهمتی عرض کرده بودم و اینکه چه افرادی دارای همت بلند هستند. پیامبران علیهمالسلام ـ که انشاءﷲ میخواهیم راه ایشان را برویم و پشت سر آنان باشیم ـ همیشه به مردم میگفتند اعتمادبهنفس داشته باشید، بر خدا توکل کنید و بدانید که کارهای بزرگ را میتوانید انجام دهید. این سیره را ما نیز باید داشته باشیم. هر یک از این طلبهها انشاءﷲ در آینده عالمی بسیار بزرگ خواهند بود، کتاب مینویسند و به دین خدمت میکنند. با همین القائات و سخنان، افراد به انجام کارهای بزرگ ترغیب میشوند و به شخصیتهای مهمی بدل میگردند. چند راه برای بلندهمتی را یادداشت کردهام که عرض میکنم و جلسات بعدی نیز انشاءﷲ خواهیم گفت.
۱. ویژگیهای فطری و ذاتی انسانهای بزرگ
نخست اینکه برخی افراد فطرتاً و ذاتاً انسانهای بزرگی هستند. در کتابهای جدید میگویند برخی افراد شخصیت کاریزماتیک دارند؛ یعنی ذاتاً انسان بزرگی هستند. شخصی نقل میکرد در مدینه طلبهای میگفت: پسته در جیب داشتم و چند تن از کودکان عرب مشغول بازی بودند؛ به آنها گفتم بیایید تا در دستتان پسته بریزم. کودکان دامن لباسشان را میگرفتند و من در دامن آنها پسته میریختم. دامن یکی از آنها رها شد و پستهها به زمین ریخت. او ایستاده بود و نگاه میکرد که آیا دوباره به او پسته میدهم یا خیر. به او اشاره کردم که پستهها را از روی زمین جمع کن. او گفت: «لا لا، أنا شریف»؛ یعنی خیر، من شریف هستم و انسان شریف برای برداشتن پسته از زمین خم نمیشود. این یک کودک کوچک است، اما معلوم است که در آینده انسان بزرگی خواهد شد و تصمیمات بزرگی خواهد گرفت.
میگویند عمر بن عبدالعزیز که کارهای بزرگی انجام داد، در کودکی همواره به کودکان دیگر میگفت: «به من بگویید که من خلیفهام، به من بگویید من امیر و حاکم هستم»؛ و بعداً نیز همانگونه شد. برخی انسانها فطرتاً و جبلاً چنین هستند که حتی در بازی نیز همیشه رئیس میشوند؛ این فرد در آینده نیز چنین خواهد شد.
۲. تأثیر تربیت والدین در عظمت شخصیت
دوم اینکه برخی در تربیت پدر و مادری قرار گرفتهاند که آن پدر و مادر انسانهای بزرگی هستند و فرزندشان نیز بزرگمنش میشود. امیرالمؤمنین سلامﷲعلیه شجاعتی دارند که واقعاً بینظیر است. ایشان به دست پیامبر اکرم (صلیﷲعلیهوآله)، حضرت خدیجه (سلام ﷲ)، فاطمه بنت اسد (سلام ﷲ) و حضرت ابوطالب (علیه السلام) تربیت شدند؛ یعنی چهار شخصیت بینظیر تاریخ، علی (علیه السلام) را تربیت کردند. آن قدرت معنوی که درِ خیبر را با انگشت کوچک بلند کرد، به فرموده خودشان: «وَاللّٰهِ مَا قَلَعْتُ بَابَ خَيْبَرَ بِقُوَّةٍ جَسَدَانِيَّةٍ، بَلْ بِقُوَّةٍ بِنُورِ رَبِّهَا مُسْتَضِيئَةٍ» (وﷲ درِ خیبر را با قوه جسدانی نکندم، بلکه با قوهای که به نور پروردگارش روشن بود، برکندم). این جنبه معنوی است، اما در جنبه ظاهری نیز امیرالمؤمنین (علیه السلام) چنان شجاع است که میفرماید: «وﷲ اگر تمام عرب روبروی من بایستند، تا آخرین نفرشان را میکشم». این نشاندهنده عظمت شخصیت ایشان است.
درباره یکی از شاعران گفته میشود که اهل فسق و فجور بود، اما وقتی پدرش را کشتند، قسم خورد و گفت: «دیگر گوشت نمیخورم، شراب نمینوشم و عطر نمیزنم مگر اینکه صد نفر از قبیلهای که پدرم را کشتند، بکشم». او چنین کرد و صد نفر از آنان را کشت؛ این فرد انسان بزرگی است.
وفاداری علامه طباطبایی به احترام مقام استاد
پیشتر عرض کرده بودم که شخصی برای علامه طباطبایی (رضوانﷲعلیه) عطری هدیه آورد و ایشان قبول کردند. آن شخص وقتی دید علامه عطر را در جیب میگذارند، عرض کرد: «آقا عطر را بدهید»؛ عطر را گرفت تا به ایشان بمالد. علامه فرمودند: «هرگز؛ من از زمانی که استادم مرحوم آقای قاضی وفات یافتهاند، تا به حال عطر نزدهام». انسانی که به احترام عزای استادش از زمان وفات او دیگر عطر نمیزند، انسان بسیار بزرگی است.
۳. نقش تربیتی استاد در شکوفایی استعدادها
سوم، تربیت استاد است. استادی هست که همواره استعداد شاگرد خویش را خرد میکند؛ این رفتار اجازه نمیدهد شاگرد بزرگ و بلندهمت شود. در مقابل، استادی هست که همیشه شاگرد خویش را تشویق میکند تا کارهای بزرگ انجام دهد. برای نمونه، شاگردان شیخ عبدالکریم حائری (رضوانﷲعلیه)، آیتﷲ خویی، امام خمینی (رضوانﷲعلیه) و علامه طباطبایی چقدر مراجع تقلید و شخصیتهای برجسته شدند؛ این نشان میدهد که این بزرگان راه تربیت شاگرد را بهخوبی میدانستند.
گاهی نوع رفتار استاد استعداد شاگرد را سرکوب یا شکوفا میکند. این مثال بسیار معروف است که دختر هجدهسالهای در فرانسه، شعری آلمانی خواند در حالی که آلمانی نمیدانست. پس از تحقیق مشخص شد او در یکسالگی، وقتی سربازان آلمانی خانه آنها را اشغال کرده بودند، در گهواره بوده و یکی از سربازان این شعر را خوانده است. آن کودک در گهواره اینگونه شنیده و در ذهن نگاه داشته بود.
۴. عبرتآموزی از استقامت افراد در مسیر باطل
چهارم اینکه گاهی انسان از افراد فاسد نیز میتواند درسهای بزرگی بگیرد و خود بزرگ شود. احمد بن حنبل در راه باطل خویش مرد بزرگی بود. کتاب «مسند» او حدود ۵۳ جلد است و سیهزار حدیث را نقل کرده است. او را در جریان بحث «خلق قرآن» گرفتند تا تازیانه بزنند.
احمد بن حنبل میگوید: شخصی به نام ابنهیثم عیار که دزدی قهار بود مرا دید و گفت: «احمد حنبل، نترس؛ میخواهند تو را بزنند، اما بدان که من برای دزدی هجدههزار تازیانه خوردهام و هنوز دست از کارم برنداشتهام؛ تو که برای عقیدهای که آن را درست میدانی تازیانه میخوری، نباید بترسی». میگویند احمد بن حنبل تا آخر عمر آن دزد را دعا میکرد و میگفت او باعث استقامت من شد.
۵. باور به حقانیت مسیر و نفی سستی و تنبلی
نکته دیگر برای بلندهمتی این است که اگر کسی بداند مسیری که میرود درست است، دیگر دلسردی، تنبلی و بیعاری معنا نخواهد داشت. خداوند آیتﷲ حسنزاده آملی را رحمت کند؛ ایشان به طلبهای که از وضعیت معیشتی گله داشت فرمودند: شخصی در این کوچه با الاغ بار جابهجا میکند. او همسن شماست، اما از صبح تا شب پشت سر الاغ راه میرود و برای همین کار هم شاکر است. شما در حوزهای هستید که پشت سر مجتهد و عالم دین راه میروید؛ او دستش به آلودگی است و شما دستتان قرآن و کتاب دعا است؛ با این حال میگویید به خدا بدبین هستید؟ این ناسپاسی بزرگی است.
۶. دعا برای نیل به مقام امامت و خدمت بیشتر
موضوع دیگر، دعا کردن برای بلندهمتی است. آیه شریفه میفرماید: ﴿وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا﴾ (فرقان/ ۷۴)؛ خدایا ما را پیشوای پرهیزکاران قرار بده. انسان دعا میکند که بزرگ باشد، نه برای هوای نفس، بلکه برای اینکه بیشتر خدمت کند. برای نمونه، اگر کسی دوست دارد امام جماعت شود، باید به این نیت باشد که ثواب عظیم نماز جماعت را درک کند و به خدمت بپردازد.
۷. دوری از رفاهزدگی و نقش سختی در رشد شخصیت
نکته دیگر اینکه برخی افراد غرق در نعمت هستند، اما باید دانست که با تنپروری و غرق شدن در نعمت، انسان بزرگ نمیشود. از قدیم پادشاهان فرزندان خود را به بیابان میفرستادند تا سختی بکشند و رشد کنند. «بودا» که تا بیستوهشتسالگی در کاخ زندگی میکرد، متوجه شد در کاخ نمیتوان بزرگ شد. لذا از کاخ گریخت و سالها به تهذیب نفس پرداخت. کسی که بخواهد در رفاه مطلق باشد، انسان بزرگی نمیشود.
شعری در این باره هست: «مَنْ هَجَرَ اللَّذَّاتِ نَالَ الْمُنَى» (هر کس از لذتها دوری گزیند، به آرزوهایش میرسد) و «مَنْ أَكَبَّ عَلَى اللَّذَّاتِ عَضَّ عَلَى الْيَدِ» (هر کس به لذتها روی آورد، دست خود را از پشیمانی خواهد گزید). میگویند هر کس در جوانی در جایی بنشیند که دوست ندارد (یعنی سختی بکشد)، در پیری در جایی مینشیند که دوست دارد.
۸. نقدپذیری؛ راهکاری برای تعالی همت
یکی دیگر از راههای بلندهمتی، نقدپذیری است. عمر بن عبدالعزیز میگفت: «من میخواهم افرادی را بگمارم که جاسوس خودم باشند؛ یعنی عیوب مرا ببینند و به من بگویند». به همین دلیل او مرد بزرگی شد. انسان باید کسی را که عیبش را میگوید، بیشتر دوست بدارد تا کسی که چاپلوسی میکند. اگر کسی عیب مرا بگوید، خدمت بزرگی به من کرده است.
در روایت است: «اُحْثُوا التُّرابَ فِي وُجوهِ الْمَدّاحينَ» (در چهره ستایشگران خاک بپاشید). اما اگر کسی نقد عالمانه و مؤدبانه میکند، انسان بلندهمت باید نقد را بیشتر از تمجید دوست داشته باشد، زیرا از نقد درس میگیرد تا عیب خود را برطرف کند. اینها برخی از راههای بلندهمتی بود و باقی موارد بماند برای بعد انشاءﷲ. و صلی ﷲ علی محمد و آله الطاهرین.
خلاصه نهایی نکات مهم:
- دعوت پیامبران به توکل و اعتمادبهنفس برای انجام کارهای بزرگ.
- تأثیر ویژگیهای ذاتی و «شریف» دانستن نفس در اجتناب از کارهای حقیر.
- نقش بیبدیل والدین صالح در تربیت فرزندانی با شجاعت و همت علوی.
- عظمت شخصیت در گرو وفاداری به عهد و احترام به مقام استاد (مانند سیرهی علامه طباطبایی).
- تأثیر مستقیم رفتار و نگاه استاد در شکوفایی یا سرکوب استعدادهای شاگرد.
- امکان درسآموزی از استقامت افراد حتی در مسیرهای ناصواب.
- رابطهی مستقیم میان باور به حقانیت مسیر و نفی سستی و دلسردی.
- نیاز به دعا برای نیل به مقام پیشوایی و خدمت گسترده به خلق.
- ضرورت چشیدن سختیها و دوری از رفاهزدگی برای رشد و تعالی شخصیت.
- ترجیح منتقد مصلح بر چاپلوس تملقگو به عنوان نشانهی بلندهمتی.